سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
انجمن مبارزه با تهاجم فرهنگی

انجمن مبارزه با تهاجم فرهنگی

 

امام صادق علیه السلام این دعا را به من داد : «سپاس خدایی را که صاحب حمد است و شایسته و نهایت [عبدالرحمان بن سیابه]

 
 

مدیریت| ایمیل من

| خانه

پایین


?شیخ محسن

چهارشنبه 28/10/84  ساعت 1:59 عصر

یک دیگر از چهر های محبوب و دوست محمد کنگر لو ححجاریان

صفحه اول شرق چهارشنبه 5 مرداد 1384


هنوز یادم نمیرود تو انتخابات نمی تونسته بگه من میگفت اال هی هی خدا خوب جواب شما مشارکتی های ضد اسلامی را می دهد


نظر شما( )
?شیخ محسن

چهارشنبه 28/10/84  ساعت 1:48 عصر

محمد علی ابطحی این هم یکی از مفت خور های حزب مشارکت


یکی نیست بگه که می گفت چون لباس آخوندی به من می خورد و لباس های دیگر تنگ است نمی پوشم آخه شکم گنده که اولین جایی که لویت را می گیرند همین قبر است


این هم یکی از مفت خور های حزب مشارکت 


نظر شما( )
?شیخ محسن

چهارشنبه 28/10/84  ساعت 1:42 عصر

مشرکت مانعی نه برای ایران مانعی برای اسلام

مشرکت مانعی نه برای ایران مانعی برای اسلام


پروپرو می گفتند که ما می توانیم حتی نماز صبح نخونیم


توی روزنامه یاس نو 8سال که مرتیکه گند زد به مللکت که هنوز تو کاخ حالا که سایت  مردی با عبای شکلاتی


http://www.khatamionline.com/


و حرف ژست مدرن میزند و هر کی گفته دوستت داریم نظرات شان را نمی یوسند و بع د آدم نگاه می کند به احمدی ناد انگار این خاتمی مریض بود ه دخت  خاتمی مانتویی بود دیگه چه انتظاری از مردم داشته باشیم هنوز هم تو کاخ زندگی می کند چند روز پیش حاج محمد کنگرلو به من گیر داده تا البه بله می شه من رفتم جنگ خوب برای خدا رفتی چرا به رخ میکش یه روز با ریش پرفسری ای بابا تو مگه جنگ نرفتی این رو ول کن من تا ابد دهر تا مبارزه می کنم مشارکت


حزب فقط حزب علی رهبر فقط فقط فقط سیدعلی


 


نظر شما( )
?شیخ محسن

چهارشنبه 28/10/84  ساعت 1:34 عصر

تهاجم فرهنگی کاری از سایت شهید آوینی

مراد از تهاجم فرهنگی چیست؟ و چرا این روزهاست که این تعبیر بر سر زبان ها می افتد؟ در شیوه ی پژوهش، رسم است که در این گونه موارد به ریشه ی لغات و سابقه ی تاریخی استعمال آن و موضوعاتی دیگر از این قبیل رجوع می کنند و مثلاً از «فرهنگ جهانگیری» نقل می کنند که فرهنگ و فرهنج با فتح اول شش معنی دارد: دانش، ادب، عقل، کتاب لغت فارسی، نام مادر کیکاووس و نام شاخ درختی را گویند که بخوابانند و روی آن خاک ریزند تا ریشه دهد! (2) از «برهان قاطع» کشف می شود که:


«فرهنگ… کاریز آب را نیز گفته اند چه «دهن فرهنگ» جایی را می گویند از کاریز که آب بر روی زمین آید.» (3)


و بعد، از لغت نامه های دیگر پیدا می شود که «فرهیختن» و «فرهنگ» به یک معناست و هر دو به معنای «کشیدن» و یا «برکشیدن» است و تعلیم و تربیت و ادب کردن؛ و به مثابه شاهد مثال این شعر از خاقانی که:


کشتی آرزو در این دریا


نفکند هیچ صاحب فرهنگ


و بعد هم در ریشه ی «تهاجم» بحث می شود و سخنانی شبیه به آنچه گفته شد و بعد هم حرفهایی در نسبت این دو کلمه با یکدیگر و بالاخره اقتضا و شان صدور این تعبیر و تاریخچه ی آن.


نمی خواهم بگویم که با این شیوه ی پژوهش نمی توان راه به جایی برد. اگرچه باز هم کتمان نمی کنم که چندان ایمانی به این شیوه از پژوهش ندارم. دست کم باید اذعان داشت که محصول این جست و جوها چیزی نیست مگر گردآوری همه ی آنچه در این باره گفته شده است ــ و البته این هم چیز کمی نیست. اما بر این گردآوری دو انتقاد وارد است:


یکی آنکه این گردآوری به خودی خود حاصل هیچ تجربه ی نفسانی و درونی نیست. کلمه ی «نفسانی» را به معنای اخلاقی آن که مذموم نیز هست به کار نبرده ام؛ مرادم این است که این گردآوری محصول وصول به حقیقت نیست و شخصی که این فیش ها را گرد می آورد، به مجرد این گردآوری، به حقیقت فرهنگ ــ که در اینجا موضوع مورد پژوهش ماست ــ راه نمی یابد. مفهوم این دو کلمه ی «تحقیق» و «پژوهش» از اینجاست که از یکدیگر جدا می شود که اولی مقتضای تحقق درونی و یا تجربه ی نفسانی و وصول به حقیقت است و دیگری صرف گردآوری است و یا حصول مرتبه ی دیگری از علم که با این شیوه ی پژوهش میسور است. اولی وصول است و دومی حصول، اگرچه حصول نیز بی وصول ممکن نیست.


اشکال دومی که بر این شیوه ی پژوهش وارد می شود آن است که این شیوه ی پژوهش تنها در صورتی به نتیجه می رسد که در باب موضوع مورد پژوهش ما دیگران به کفایت بحث کرده باشند، یعنی این شیوه تنها در صورتی کارآیی داردکه موضوع مورد پژوهش ما بداهتاً پدید نیامده و دارای سابقه ی تاریخی باشد. اگر موضوعی بدیع که دارای بداهت است و ناگاه پدید آمده است مورد پژوهش باشد، این شیوه که بر گردآوری سخنان پیشینیان متکی است فایده ای نخواهد داشت، چرا که هیچکس پیش از این درباره ی آن سخنی نگفته است.


موضوع مورد بحث ما، یعنی تهاجم فرهنگی، چنین موضوعی است. لفظ «تهاجم فرهنگی» بی سابقه است ــ حتی اگر حقیقت آن بی سابقه نباشد ــ و حداکثر آن است که ما مباحثی را که در این یکی دو سال اخیر در این باره نگارش یافته و یا بر زبانها رفته است گردآوری کنیم و رابطه ای بین آنها بیابیم.


تعبیر «تهاجم فرهنگی» تعبیری است متعلق به سالهای پس از قبول قطعنامه ی 598 و اتمام جنگ، و به عبارت روشن تر این تعبیر بدیع که بصورتی کاملاً خودبخودی ابداع شده، بر این حکم منطقی استوار است که «دشمن ما، هر که هست، پس از اتمام جنگ در جبهه های نبرد نظامی، روی به حیله ای دیگر آورده و جبهه ای فرهنگی برای نبرد با انقلاب اسلامی گشوده است.» با صرف نظر از اینکه این جبهه در کجا گشوده شده است و سلاح دشمن چیست و چگونه هجوم می برد و سوالهای دیگری که دربرابر این حکم پیش می آید ، این حکم منطقی بر چند پیش فرض مبتنی است:


- یکی آنکه جنگ پایان نگرفته، چرا که صور ممکن جنگ ما با دشمن تنها منحصر در نبرد نظامی نیست.


- دیگر آنکه دشمن ماهم فقط همان نیست که علی الظاهر در جبهه های نبرد نظامی رو در روی ما بود.


- و سوم آنکه غایت دشمنان ما از آغاز کردن جنگ، مبارزه با انقلاب اسلامی است و بنابر این، صدام و ارتش بعث، در حقیقت امر، شمشیری بدست آمریکا بودند که دشمن اصلی ماست.


ابداع تعبیر «تهاجم فرهنگی» ، همانطور که گفتم، بر این سه پیش فرض مبتنی است و بنابر این، برای پژوهش و جستجو در صحت و سقم آن باید به سراغ این سه پیش فرض رفت و درباره ی آنها به بحث پرداخت.


پس باز هم تکرار می کنم که این تعبیر«تهاجم فرهنگی» تعبیری متعلق به سالهای پس از اتمام جنگ است و کاملاً در ارتباط با تحلیلهای ما از جنگ هشت ساله معنا پیدا می کند نه چیز دیگر، و بنابر این ، خواه ناخواه اگر کسی معتقد است که صدام حسین جنگ هشت ساله را برای کشور گشایی و سوء استفاده از عدم ثباتی که ایران انقلابی در مرحله ی انتقال از نظام پیشین به یک وضع تازه به آن دچار است برای طرح دیگر باره ی اختلافات مرزی بین ایران و عراق آغاز کرده، بدون تردید چنین کسی نمی تواند تعبیر تهاجم فرهنگی را، آنهم دو سال بعد از اتمام جنگ، دریابد. یا اگر کسی معتقد است که جنگ فقط می تواند صورتی نظامی داشته باشد، چنین کسی نمی تواند این تعبیر را بپذیرد.


انقلاب اسلامی واقعه ای است بدیع که هیچ نظیری در دنیای جدید ندارد. هر واقعه ای خواه نا خواه منشاء و مبدئی دارد. و غایاتی که بدون درک آنها هرگز نمی توان به حقیقت آن واقعه پی برد. منشاء و مبداء و مرجع این انقلاب و همینطور غایت آن ، حکومت مدینه در صدر اول است و اگر این حقیقت را قبول نکنیم، از درک ماهیت انقلاب اسلامی عاجز خواهیم ماند.


در اینکه دنیای جدید، مشخصاً با غایات دینی شکل نگرفته است تردیدی نیست. مولوی می گوید:


گر نبودی میل و امید ثمر


کی نشاندی باغبان بیخ شجر؟


پس به معنی آن شجر از میوه زاد


گر به صورت از شجر بودش ولاد


و یا در جایی دیگر:


چون که مقصود از شجر آمد ثمر


پس ثمر اول بود، آخر شجر


نظر شما( )

لیست کل یادداشت های این وبلاگ

یک دیگر از چهر های محبوب و دوست محمد کنگر لو ححجاریان
محمد علی ابطحی این هم یکی از مفت خور های حزب مشارکت
مشرکت مانعی نه برای ایران مانعی برای اسلام
تهاجم فرهنگی کاری از سایت شهید آوینی

بالا

  [ خانه| مدیریت| ایمیل من| پارسی بلاگ| شناسنامه ]

بازدید

35602

بازدید امروز

81

بازدید دیروز

96

حضور و غیاب
یــــاهـو


 RSS 


 درباره خودم


 لوگوی وبلاگ

انجمن مبارزه با تهاجم فرهنگی

 اوقات شرعی

 فهرست موضوعی یادداشت ها

لوگوی دوستان


اشتراک